baran

نقش پل باران (Paul Baran) در پیدایش اینترنت

نقش پل باران (Paul Baran) در پیدایش اینترنت

پیدایش اینترنت را نمی‌توان حاصل کار یک شخص دانست. بااین‌حال پل باران (Paul Baran) ازجمله کسانی است که نقش به سزایی در پیدایش اینترنت داشته است. وی که از اعضای اصلی اندیشکده رند بود، در اوایل دهه ۶۰ میلادی و در دوران جنگ سرد پژوهش‌های خود را در فناوری ارتباطات آغاز کرد. مسئله باران این بود که چگونه شبکه سراسری تلفن آمریکا را در برابر حمله اتمی شوروی مقاوم سازد.

باران در سال ۱۹۲۶ در لهستان متولد شد و در۱۹۲۸ به والدینش در ایالات‌متحده پیوست. وی پس از ورود به اندیشکده رند، با مسئله‌ی مقاوم‌سازی شبکه ارتباطی مواجه شد. میان وزارت دفاع ایالات‌متحده (صدور فرمان)، مرکز کنترل و لانچر موشک‌ها، شبکه ارتباطی بود که امکان قطع ارتباط در زمان نیاز به پدافند موشکی وجود داشت.

 باران طی مقالاتی مبانی ارتباطی اینترنت امروزی را بنا نهاد. ابتکار وی این بود که اولاً معماری شبکه را حالت متمرکز به شبکه توزیع یافته ارتقاء داد و ثانیاً در خصوص جریان اطلاعات در شبکه طرحی داد تا طی آن اطلاعات به‌صورت قطعات و بسته‌های کوچک‌تری تقسیم شود و بسته‌های اطلاعاتی در مسیرهای متعددی جریان یابند و نهایتاً در مقصد تجمیع شوند. بدین ترتیب هم شبکه ارتباطی را مقاوم ساخت و هم جریان اطلاعات بر بستر شبکه را.

باران از کار سلول‌های مغزی انسان به‌عنوان الگو استفاده کرد، او معتقد بود: وقتی بخشی از سلول‌های مغزی از بین بروند، شبکه عصبی از آن‌ها دیگر استفاده نمی‌کند و مسیر دیگری را در مغز انتخاب می‌کند. از دیدگاه وی این امکان وجود دارد که شبکه‌ای با تعداد زیادی اتصالات برای تکرار ایجاد شوند تا در صورت نابودی بخشی از آن، همچنان به‌صورت مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته کار کند.[۱]

سه نوع شبکه متمرکز، غیرمتمرکز و توزیع یافته در طیفی از ایمنی قرار می‌گیرند.

معماری شبکهعکس ۱: سه ساختار متفاوت از نحوه اتصال شبکه‌ها، مدل متمرکز، نیمه‌متمرکز و توزیع یافته[۲]

 تا نیمه دهه ۶۰ میلادی کسی به نظرات او توجهی نکرد، تا اینکه در سال ۱۹۶۵ نیروی هوایی آمریکا به نظرات او علاقه‌مند شد و پنتاگون با سرمایه‌گذاری در طراحی و ساخت شبکه‌ای بر اساس نظریات او موافقت کرد.

[۱] Bygrave, L. A., & Bing, J. (Eds.). (2009). Internet governance: Infrastructure and institutions. Oxford University Press on Demand.

[۲] مدل پیشنهادی باران، توزیع یافته (شبکه سمت راست) هست که در صورت اختلال در یک گره، ارتباط سایر گره‌ها محفوظ ماند.

 

 

مطالب مرتبط:

تذکری در تاریخچه پیدایش اینترنت

دارپا؛ آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی آمریکا




جهان های اجتماعی و فضای مجازی copy

جهان های اجتماعی و فضای مجازی

مقدمه

امروزه فضای مجازی، بستری جدیدی را برای ارتباطات میان انسان ها و هم چنین بین جوامع انسانی فراهم آورده است و در واقع این بستر، نظام روابط میان فرهنگ های گوناگون را دچار تحول ماهوی و اساسی کرده است.این ارتباطات جدید در بستر نوپدید فضای مجازی، موجب تداخل بین فرهنگی و هم چنین شکل گیری جریان خاصی از انتقال اطلاعات و محتوا میان انسان ها گشته است که آثار و پیامدهایی را برای فرهنگ های مختلف به همراه داشته است.

با توجه به این آثار و پیامدها، شناخت ماهیت و کارکردهای فضای مجازی و رابطه آن با زندگی اجتماعی انسان ها، یک ضرورت و اولویت مهم را برای اندیشمندان جامعه اسلامی ایجاد می کند تا با بررسی دقیق و عمیق این پدیده اجتماعی از تهدیدهای آن برای زندگی اجتماعی جلوگیری کرده و حداکثر استفاده را از فرصت های آن فراهم آورند.

در این میان، حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای حمید پارسانیا از جمله اندیشمندان و متفکران علوم اجتماعی هستند که این اهمیت را درک کرده و وارد نظریه پردازی در حوزه رابطه زندگی اجتماعی انسان و فضای مجازی شده اند. ایشان در حوزه دانش اجتماعی و فلسفه آن دارای نظراتی بدیع که این نظرات در کتاب « جهان های اجتماعی » منعکس شده است و هم چنین اخیرا با تکیه بر نظریه دانش اجتماعی مطرح شده در کتاب مذکور به تبیین رابطه میان حیات اجتماعی انسان و فضای مجازی پرداخته اند.

جهان های اجتماعی

هر شاخه ای علوم اجتماعی لاجرم دارای مبانی فلسفی خاصی در حوزه های هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی، ارزش شناسی و روش شناسی است که نظم و پارادایم حاکم بر آن شاخه از علوم اجتماعی را شکل می دهد. این مبانی فلسفی علوم اجتماعی، گاه در قالب دوگان های گوناگون در فلسفه علوم اجتماعی آشکار می شوند که پذیرش هر یک از این دوگان ها توسط مکاتب علوم اجتماعی، علم اجتماعی متناسب با آن مبانی و دوگان ها را فراهم می آورد.

علوم اجتماعی اسلامی نیز جهت تحقق نیازمند فلسفه علوم اجتماعی اسلامی و تبیین نظر مکتب اسلام در مورد هر یک از مبانی ۵ گانه بالا است. نظریه ” جهان های اجتماعی ” مبتنی بر حکمت متعالیه صدرایی به این نیاز پرداخته و درواقع پاسخ های نظریه اجتماعی صدرایی را به مبانی و دوگان های فلسفی مطرح می کند.

در نظریه اجتماعی صدرایی ، ویژگی متمایز کننده انسان آگاهی و اراده بوده[۱] و اینکه انسان عموما دارای کنش های قصدی و معنادار است و جهان اجتماعی انسان حاصل اتحاد معنایی انسان ها می باشد. بنابراین در این نگاه، جهان های اجتماعی دارای هویت معنایی هستند و رویکرد حکمت متعالیه به علوم اجتماعی، جنبه ای تفسیری دارد[۲] و اما آنچه که نقطۀ عطف و جدایی حکمت متعالیه از دیگر مکاتب فلسفی چون پدیدار شناسی است، ظرف ثبوت معنا یا به عبارت دیگر، ظرف تحقق نظام های معنایی[۳] است.  نقطۀ عطف را باید در نوع نگاه به نردبان افلاطونی جست وجو کرد. حکمت متعالیه، نردبان افلاطونی را به همان صورت عمودی می پذیرد؛ از این رو، واقعیت و هستی را واجد عوالم سه گانه ای همچون طبیعت، برزخ و عقل، که در طول یکدیگر قرار دارند، می داند و انسان نیز مانند عالَم هستی، واجد این عوالم سه گانه است که به مدد حرکت جوهری، این عوالم را یکی پس از دیگری می پیماید. انسان، یا به نظام معنایی توحیدی دست مییابد و در پرتو آن، ساختارهای اجتماعی خود را سامان میدهد و جامعه فاضله را در تاریخ خود محقق می سازد یا با اعراض از آن، سپهر معنایی دیگری را ایجاد کرده  و جوامع غیر فاضله را وارد تاریخ می کند.

جهان های اجتماعی و فضای مجازی

ظهور فضای مجازی ظرفیت هایی را برای مواجهه نظام های معنایی مختلف و تشکیل جهان های اجتماعی جدید را در اختیار انسان قرار داده است. فضای مجازی به عنوان یکی از ابزارهای انتقال معنا مانند خط ، شبکه پست و …دارای مختصات و آثاری است. از جمله مهمترین مختصات فضای مجازی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • فرامکانی ( از جا کندگی )
  • فرازمانی
  • سرعت
  • نظام شبکه ای ارتباطات

با توجه به ویژگی های فوق، فضای مجازی بستری را برای مواجهه و تداخل فرهنگ ها و نظام های معنایی فراهم آورده و نتیجه این مواجهه فرهنگی ، می تواند منجر به تضعیف بعضی از فرهنگ ها و تقویت و گسترش فرهنگ های دیگر شود. در واقع نوعی جنگ فرهنگ ها ، معانی و هویت ها شکل می گیرد که در این جنگ، فرهنگ ها و هویت هایی که آمادگی لازم را برای این مواجهه نداشته باشند، دچار نابودی یا استحاله می شوند.

از طرف دیگر مختصات خاص این ابزار ارتباطی و نوع نزاع فرهنگی و هویتی که در فضای مجازی شکل می گیرد، این اقتضا را ایجاد می کند که راهکار مناسب تبلیغ و تقابل معنایی ، صرفا صناعت برهان نیست ، بلکه باید از صناعات جدل ، مغالطه ، خطابه و شعر نیز حتما استفاده شود تا در این مواجهه فرهنگی ، دچار افول نشویم.[۴] [۵]به بیان دیگر، فضای مجازی تحول اساسی در چیستی و ماهیت نظام ارتباطات میان انسان ها ایجاد کرده است که اقتضای این ماهیت جدید، تغییر در چگونگی نظام ارتباطات و روش های تبلیغ است.

 

منبع

یادداشت فوق برگرفته از بیانات حجت الاسلام دکتر حمید پارسانیا در کارگاه آموزشی جهان های اجتماعی و فضای مجازی مورخ ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ است که در پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار گردید.

پی نوشت

[۱] البته بعضی از شاخه های مکتب فلسفی اگزیستانسیالسیم نیز به دو ویژگی آگاهی و اراده در انسان توجه ویژه داشته اند.

[۲] تفسیری بودن حکمت صدرایی، به معنای توجه این فلسفه به فهم کنش های معنادار و قصدی انسان در کنار تبیین علت های موثر بر کنش و نقد آن ها است و با مکتب تفسیری رایج در فلسفه غرب تفاوت دارد. رویکرد حکمت صدرایی در مقایسه با مکاتب فلسفه علوم اجتماعی، رویکردی تفسیری – انتقادی را دارد.

[۳] نظامهای معنایی همان سپهرهای معنایی اند که پس از تنزل در فعل و کنش انسانی، ساختارها، نمادها و ارتباطات انسانی را شکل میدهند. این ساختارها و نمادهای انسانی، نقشِ اعداد را برای پیوستن افراد انسانی به نظامهای معنایی ایفا میکنند. انسانی که به تازگی متولد میشود، به دلیل تولدش در جهان اجتماعی خاصی، در خلال ساختارهای اجتماعی و نمادهای انسانی قرار میگیرد که قوای شناختی و حرکتی او را متناسب با آن سپهر معنایی مهیا میسازد و به فعلیت میرساند که در زبان جامعه شناسان، به جامعه پذیری معروف است. البته همین انسان متولدشده، ظرفیتی وجودی به نام فطرت دارد که او را به نظام معنایی توحیدی راهنمایی میکند و در صورت محجوب ماندن فطرت، انسان را به اضطراب هایی مبتلا میسازد تا با گسستن و عبور از نظام معنایی موجود بتواند در ذیل نظام معنایی توحیدی قرار گیرد.

 

[۴] استدلال غیر مباشر بر اساس مواد و مقدمات به کار رفته در آن به پنج صناعت تقسیم می شود. این صناعات ( صناعات خمس ) عبارت اند از : برهان ، جدل ، مغالطه ، خطابه و شعر . این تقسیم به صورت زیر قابل تبیین است :

  • استدلال مفید تصدیق نیست ؛ شعر
  • استدلال مفید تصدیق است.
    • افاده تصدیق جازم نمی کند ؛ خطابه
    • افاده تصدیق جازم می کند.
      • اعتبار حق نشده است ؛ جدل
      • اعتبار حق شده است.
        • واقعا منطبق بر حقیقت نیست ؛ مغالطه
        • واقعا منطبق بر حقیقت است ؛ برهان

[۵] برای مطالعه بیشتر در مورد « صناعات خمس » به کتاب کلیات علوم اسلامی ( منطق و فلسفه ) ، شهید مطهری رحمه الله مراجعه شود.




سایبر و مجازی

تفاوت فضای سایبری (Cyber Space) و فضای مجازی (Virtual World)

تفاوت فضای سایبری (Cyber Space) و فضای مجازی (Virtual Space)

فضای سایبری و فضای مجازی دو مفهومی است که اغلب به نادرستی به‌جای همدیگر استفاده می‌شود، در این نوشتار تلاش دارم تا تمایز مفهومی این دو اصطلاح پرکاربرد را تبیین نمایم.

فضای سایبری (Cyber Space)

ریشه پیدایش سایبر به زمانی بازمی‌گردد که انسان به دنبال دست‌یابی به تجهیزاتی بوده است که به کمک مغز انسانی بیاید و توان پردازش انسان را فراتر از قوای مغز او، ارتقاء دهد. پیدایش نظریه‌های سایبر را بایستی از دهه ۱۹۴۰ جست‌وجو نمود. بحث تفصیلی در خصوص سایبر، موضوع این نوشتار نیست، اما به‌طورکلی می‌توان حوزه سایبر را حوزه‌ای دانست که متکفل مناسبات انسان و ماشین است و اساساً مفهوم پردازش در ذات آن نهفته است.

آنچه امروز به‌عنوان فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌شناسیم، معنای دقیقی از سایبر است، که شبکه که پیوند ماشین‌های برآمده از فناوری اطلاعات توسط فناوری ارتباطات است، فضای سایبری نام دارد.

فضای مجازی (Virtual World)

اما تفاوت فضای مجازی و فضای سایبری را بایستی در عامل سومی به نام کاربران جست.  با توجه به تعریفی که در یادداشت‌های پیشین (۱ و ۲) از فضای مجازی ارائه نموده‌ایم؛ فضای مجازی عبارت است از نظام‌های اجتماعی که بر بستر فضای سایبری یا همان ماشین‌های برآمده از فناوری اطلاعات و ارتباطات شکل می‌گیرد.

پس می‌توان گفت سایبر، به‌نوعی ابزار و ادواتی از سنخ فناوری اطلاعات و ارتباطات است که انسان‌ها برای تعاملات اجتماعی خود به کار می‌بندند و در اثر این ارتباطات، نظام‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و سرجمع این نظام‌ها را فضای مجازی می‌نامند؛ که این فضای مجازی در حکم فضای واقعی است.




IGF2

انجمن حکمرانی اینترنت IGF ؛ (Internet Governance Forum)

انجمن حکمرانی اینترنت IGF ؛ (Internet Governance Forum)

در دوره اول اجلاس سران جامعه اطلاعاتی (WSIS-1) که از طرف UNESCO، اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) و دیگر نهادهای بین‌المللی برگزار شد، گروهی مأمور به بررسی مسائل اصلی حکمرانی اینترنت شدند تا راهکاری عملی برای مواجهه با این مسائل را به دوره بعدی اجلاس ارائه نمایند.

سازمان ملل در سال ۲۰۰۵ اقدام به برگزاری دوره دوم اجلاس سران جامعه اطلاعاتی (WSIS-2) نمود. در این اجلاس، به‌منظور تسهیل گفت‌وگوی بین‌المللی حول مسائل حکمرانی اینترنت،  تصمیم به ایجاد انجمنی چندملیتی گرفته شد. درخواست تشکیل این انجمن به دبیر کل سازمان ملل ارسال شد و پس از موافقت، به نام انجمن حکمرانی اینترنت (Internet Governance Forum) یا IGF تأسیس شد.

انجمن حکمرانی اینترنت (IGF) به‌منظور گرد هم‌آیی افراد مختلف و گروه‌های ذینفع تأثیرگذار در آینده اینترنت تشکیل‌شده است. این انجمن جایگاه حقوقی برای تصمیمات الزام‌آور ندارد، بلکه در طراحی آن تلاش شده است که فارغ از محدودیت‌های موجود ساختارهای رسمی بین‌المللی، محلی برای تبادل‌نظر آزاد و برابر افراد درباره مسائل اصلی و مهم اینترنت در جهان باشد. هرچند که این انجمن صلاحیت تصمیم‌گیری ندارد و بیشتر در حوزه تصمیم سازی برای سازمان‌ها و نهادهای تصمیم گیر ایفای نقش می‌کند، اما نمی‌توان این موضوع را به‌عنوان ضعف IGF محسوب نمود، چراکه این انجمن پایه و مبنای تصمیمات دیگر سازمان‌ها را بنا می‌نهد و این‌چنین قدرت خود را در اثرگذاری به نمایش می‌گذارد.

IGF با تدوین فهرست مسائل و مشکلاتی که باید به آن‌ها پرداخته شود و ارائه راهکار برای آن‌ها، اولویت‌های سیاست‌گذاری را مشخص نموده و دستور جلسات نهادهای تصمیم گیر را مشخص می‌کند. ( agenda setting)

IGF مدعی است که با رویکردی پایین به بالا، فرصت مهمی را برای همه فعالان حکمرانی اینترنت فراهم می‌کند تا پیشنهاد‌های خود برای حل مسائل کلیدی حکمرانی اینترنت مطرح نمایند.

در ظاهر امر، پس از اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی(WSIS)، پایه و رکن اصلی حکمرانی اینترنت در جهان، انجمن حکمرانی اینترنت (IGF) است. این انجمن مشروعیت خود را از ارتباطی که با سازمان ملل و دبیر سازمان دارد کسب می‌کند و دبیر IGF نیز به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از سازمان ملل در این سازمان حضور دارد. رویکرد فراگیر و باز انجمن برای شنیدن حرف‌های کارشناسان و ذی‌نفعان، اعتبار و مقبولیت قابل‌توجهی به انجمن بخشیده است.

با گذشت یک دهه از تشکیل انجمن حکمرانی اینترنت، و با مشارکت بیش از ۱۴۰ کشور جهان، IGF به پایه و اساس حکمرانی اینترنت تبدیل‌شده است. حضور سازمان‌هایی مانند ISOC، ICANN، ITU و … در این انجمن اعتبار لازم را به آن بخشیده و زمینه را برای حضور دیگر کشورها فراهم کرده است.

حکمرانی مشارکتی، ضمن اینکه مانع انحصار قدرت و شکل‌گیری سلطه جهانی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌شود، با مشارکت دادن بازیگران مختلف بین‌المللی اینترنت، نوعی وابستگی متقابل، توازن قوا و نهایتاً ثبات را فراهم می‌آورد.

منابع:

https://www.nro.net/nro-and-internet-governance/internet-governance-forum

https://www.ip-watch.org/2017/12/20/internet-society-official-internet-governance-challenges-role-solving-issues

https://www.internetsociety.org

http://www.intgovforum.org

 




ابزارگراهای سنتی رگولاتوری

ابزارگراهای سنتی رگولاتوری (خط‌مشی تنظیمی)

افزایش مشارکت، تفویض اختیار، قوت گرفتن حقوق نرم، ملاحظه بازیگران غیرحاکمیتی و خودتنظیمی، تقریباً مهم‌ترین نشانه‌های تغییر در حوزه خط‌مشی تنظیمی (رگولاتوری) طی ۴۰ سال اخیر است. درواقع اگر بخواهیم به موضوع رگولاتوری ذیل حکمرانی، نگاهی تاریخی داشته باشیم؛ در این دوران رگولاتوری از قاعده‌گذاری توسط نهادهای دولتی به قاعده‌گذاری توسط نهادهای خصوصی تغییر موقعیت داده است و این نه به معنای کاهش قدرت حاکمان بلکه به معنای جابجایی ریسک و هزینه قاعده‌گذاری از روی دوش دولت بر روی دوش بخش‌های خصوصی است. در این نوشتار به معرفی رویکرد ابزارگراهای سنتی خواهیم پرداخت و در نوشتار بعدی با اشاره به وقایع دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، تلاش‌های بخش خصوصی در تقابل با رویکرد ابزارگراهای سنتی را تبیین خواهیم نمود.

ابزارگراهای سنتی رگولاتوری

در دیدگاه سنتی رگولاتوری، که اصطلاحاً (Command & Control) نام دارد، رگولاتوری عبارت است از فرآیندی بالا به پایین از «صدور دستور و قاعده و به‌تبع آن کنترل»؛ در این دیدگاه، قاعده‌گذاری بر اساس فرامین دولت، و یا از طریق وضع قواعد الزام‌آور توسط نهادهای عمومی صورت می‌پذیرد. این قاعده‌گذاری با ابزارهایی نظیر قواعد رسمی، بخش‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌ها و دیگر ابزارهای الزام‌آور و عمدتاً مناقشه‌آمیز تحقق می‌یابد.

هدف اصلی ابزارگراهای سنتی، «تحلیل رابطه بخش خصوصی با نهادهای حقوقی» است. عمدتاً دو گروه مطالعه را در رویکرد ابزارگراهای سنتی شاهد هستیم:

۱- مطالعات گروه‌های ذی‌نفع:

پژوهشگران این گروه، به نحوه لابی‌گری احزاب و گروه‌های ذی‌نفعی می‌پردازند که در دولت مشارکت دارند و تلاش می‌کنند تا با لابی‌گری، در تدوین و تصویب حقوق عمومی و قواعد رگولاتوری نفوذ کرده و منافع خود را تأمین نمایند.

۲- مطالعات نظریه انتخاب عمومی:

بایستی ورود مدل‌های اقتصادی به فرآیند تصمیم‌گیری قانون‌گذارانه را منتسب به «نظریه‌پردازان انتخاب عمومی» دانست. این نظریه‌پردازان تلاش می‌کنند تا بازاری سیاسی و انتخاباتی تعریف نمایند. به بیانی دیگر در این حالت، سیاست‌مداران دولتی از یک‌سو و احزاب سیاسی از سویی دیگر، عرضه‌کنندگان و تقاضا گنندگان این بازار هستند و آنچه در این بازار مبادله می‌شود، از سویی درخواست‌های احزاب سیاسی برای تأمین منافع آن‌ها در رگولاتوری‌ها و از سویی دیگر امتیازات فراوانی است که سیاستمدار دولتی به وسیله رگولاتوری برای حزبی ایجاد خواهد کرد که بیشترین حمایت سیاسی را برای او به دنبال داشته باشد.

Drawing3نکته قابل‌ملاحظه آن است که در هر دو گروه مطالعات ابزارگراهای سنتی، تحلیلی عقلایی (Rational) از گروه‌های ذی‌نفع ارائه می‌کنند، که دنبال تأثیر مستقیم بر دولت و نهادهای عمومی هستند.

مطالب پیشین در حوزه رگولاتوری (خط مشی تنظیمی):

رگولاتوری با رویکرد رژیم رگولاتوری

دلایل مخالفین خط‌مشی‌های تنظیمی (رگولاتوری: Regulation) چیست؟




رویکرد رژیم رگولاتوری

رگولاتوری با رویکرد رژیم رگولاتوری

رگولاتوری با رویکرد رژیم رگولاتوری

رگولاتوری از طراحی تا اثرگذاری مشتمل بر سه عنصر اصلی است و همه دستگاه‌های رگولاتوری چنانچه بخواهند رگولاتوری اثربخشی داشته باشند، بایستی برای این عناصر سه‌گانه، همزمان طراحی داشته باشند. رویکرد رژیم رگولاتوری تأکیدی بر این موضوع است که هیچ‌یک از این سه عنصر به‌تنهایی اثربخش نخواهد بود.

۱- «قاعده‌گذاری»

مقصود از قاعده‌گذاری، جنبه‌ای از رگولاتوری است که به دنبال آن اولاً هدف و غایت نهایی از این قاعده‌گذاری روشن می‌شود، دوماً اهداف میانی و فوایدی که در مسیر غایت نهایی به دست می‌آید، تبیین می‌گردد و نهایتاً مسیر تحقق اهداف طراحی می‌گردد. طراحی مسیر تحقق اهداف رگولاتوری مستلزم تعیین مسئول و مأمور اجرای فعالیت‌های مربوطه رگولاتوری است. مسئول تحقق قواعد رگولاتوری یا یک نماینده حکومتی با قدرت سلسله مراتبی خواهد بود که در ادبیات این حوزه با عنوان استراتژی‌های (Command and control) از آن یاد می‌شود و یا از مکانیسم‌های خودکنترلی و دیگر استراتژی‌های نرم استفاده خواهد شد.

نکته‌ای که بایستی در خصوص مسئول تحقق قواعد رگولاتوری توجه شود، توزیع قدرت است. به بیانی دیگر، مسئولیت تحقق رگولاتوری، همراه خود اختیارات و ابزارهای قدرتی را به دنبال دارد که خود سبب تعارضات و حتی جنگ قدرت خواهد شد.

۲- «تنظیم رفتار»

ازآنجایی‌که رگولاتوری به دنبال اعمال اراده حاکمان است، درنتیجه یکی از عناصر مهم آن، طراحی استراتژی است که منجر به تطابق رفتار افراد می‌شود. این استراتژی‌ها لزوماً از نوع اجبار سخت نیستند، بلکه می‌تواند در طیفی از عوامل نظیر نصیحت، متقاعدسازی، تهدید و یا تنبیه طراحی گردد.

۳- «پایش و گردآوری اطلاعات»

عنصر سوم در هر رژیم رگولاتوری اثربخش، سیستم‌های پایش و گردآوری اطلاعات است. درواقع می‌توان اطلاعات را در قلب سیستم‌های رگولاتوری دانست چراکه ارزیابی استانداردها، ادراک صحیح از استانداردها و نهایتاً اصلاح و بهبود قواعد همه و همه در گرو نظامات اطلاعاتی است.

رویکرد رژیم رگولاتوری نه‌تنها برای هر سه این عناصر طراحی خواهد داشت، بلکه نشان‌دهنده آن است که نه در ارزیابی یک رگولاتوری اثربخش و نه در عیب‌یابی رگولاتوری، تکیه‌بر یک عنصر جایز نیست.

 




اقتصاد لیبرال در فضای مجازی copy

اقتصاد لیبرال در حکمرانی فضای مجازی

اقتصاد لیبرال در حکمرانی فضای مجازی

هنگامی‌که به بازیگران بین‌المللی فضای مجازی نظری می‌اندازیم، خیلی طبیعی است که به نام مجامع بین‌المللی نظیر اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) یا انجمن حکمرانی اینترنت (IGF) و … دیگر اسامی نظیر این‌ها برسیم اما از نقاط جالب‌توجه در نگاه اول حضور سازمان تجارت جهانی (WTO) در کنار این بازیگران بین‌المللی است.

به‌راستی سازمان تجارت جهانی چگونه در حکمرانی فضای مجازی ایفای نقش می‌کند؟

در این نوشتار تلاش خواهیم کرد تا نقش و اثر این سازمان را تبیین نماییم.

فضای مجازی عبارت است از ارتباط حداقل دو موجودیت با هویت یکتا که از طریق تکنولوژی‌های ارتباطی به یکدیگر متصل شده باشند. تکنولوژی‌های ارتباطی نیز تعریف مشخصی دارند که بر پایه نور، امواج الکترومغناطیسی و یا جریان الکتریکی ایجادشده‌اند. فیبر نوری، ارتباطات رادیویی، امواج ماهواره‌ای و کابل‌های مسی از بسترهای ارتباطاتی شناخته‌شده امروزی هستند.

با توجه به تعریفی که از فضای مجازی ارائه شد، می‌توان گفت که هر بازیگری که در حوزه تکنولوژی‌های ارتباطی نیز مداخله حکمرانانه دارد، به‌طور مستقیم به حوزه حکمرانی فضای مجازی ورود پیدا کرده است. بنابراین ما شاهد طیف وسیعی از بازیگران ملی و بین‌المللی و از بخش‌های خصوصی و عمومی در حکمرانی فضای مجازی هستیم.

مهم‌ترین بازیگر بین‌المللی حکمرانیِ تکنولوژی‌های ارتباطی در دنیا، اتحادیه بین‌المللی مخابرات ITU (International Telecommunication Union) است. وظایف این اتحادیه بین‌المللی عبارت است از:

  • وضع قواعد ارتباطی میان اپراتورهای ملی در عرصه بین‌المللی
  • تخصیص طیف رادیویی
  • مدیریت مکان‌یابی ماهواره‌ها در مدارهای مربوطه
  • مدیریت ارتباط با سازمان تجارت جهانی (WTO)

اما سازمان تجارت جهانی را بایستی از زمانی در زمره بازیگران حکمرانی فضای مجازی به شمار آورد که اقتصاد لیبرال در دستور کار این سازمان قرار گرفت. یکی از حوزه‌های هدف جهت لیبرالیسیون، بازار مخابرات در جهان بود. از دهه ۱۹۹۰ اتحادیه بین‌المللی مخابرات نیز با پیروی از خط‌مشی‌های کلی سازمان تجارت جهانی، بازار مخابرات را به سمت اقتصاد لیبرال سوق داد و عملاً از آن زمان تا به امروز تقسیم‌کار نانوشته‌ای میان این دو نهاد بین‌المللی شکل گرفته است به‌گونه‌ای که سازمان تجارت جهانی قواعد عمومی بازار آزاد را وضع می‌کند و اتحادیه بین‌المللی مخابرات، آن قواعد عمومی بازار را به استانداردهای بین‌المللی مخابرات ترجمه کرده، مشروعیت بخشیده و نهایتاً برای بازار مخابرات الزام‌آور می‌سازد. بایستی توجه داشت که پیاده‌سازی الگوهای اقتصاد لیبرال در عرصه فضای مجازی موجب به وجود آمدن غول‌های اقتصادی بزرگی در بخش خصوصی نظیر شرکت  AT&T  و Verizon شده است که درمجموع این دو شرکت بزرگ آمریکای به درآمدی قریب به ۴۰۰ میلیارد دلار در شش ماه اول سال ۲۰۱۷ دست‌یافته‌اند.

منابع:

www.investopedia.com

www.itu.int