حکمرانی فراملی فضای مجازیحکمرانی دادهمسائل خط‌ مشی فضای مجازییادداشت تحلیلی

چند قدم عقب‌تر از «حکمرانی داده»

در نگاشت پیش‌رو سعی شده است نه از امروز حکمرانی داده، بلکه از مسئله دیروز آن به این پدیده نگریسته شود و ربط و نسبت جریان سرمایه‌داری با دنیای دیجیتال به‌صورت خلاصه واکاوی شود. ازاین‌رو، این یادداشت در مقام تبیین عمیق تک‌تک مسائل نیست و با نگاهی کلی، درآمدی بر مسئله حکمرانی داده ارائه می‌کند که می‌تواند به‌عنوان یک صورت‌بندی از این مسئله موردتوجه باشد. در یادداشت‌های دیگر سعی می‌شود برخی اجزا و عناصری که به‌صورت گذرا در این یادداشت اشاره می‌شود مورد تحلیل و تبیین عمیق‌تر قرار گیرند.

 

سرمایه‌داری از دیروز تا امروز

سرمایه‌داری به‌عنوان جریان فکری و اقتصادی مسلط در غرب سعی کرده‌ است راهبردهای خود را در دوران مختلف  به‌روزرسانی کند و حیات و بقای خویش را با هضم پویایی‌های زمانه تضمین نماید. سرمایه‌داری اساس نظام خود را بر مالکیت خصوصی بناکرده است و از ابتدای شکل‌گیری، با تصاحب املاک و مستغلات، نظریه خود در خصوص مالکیت را مستقر نمود.

بر اساس یک دسته‌بندی اولیه، در نظام سرمایه‌داری درآمد به دو صورت محقق می‌شود: 1. سود حاصل از سرمایه و 2.دستمزد. سود سرمایه به‌عنوان بخش اصلی درآمد به مالک ابزار تولید یعنی مالک زمین، مواد اولیه، فناوری و… می‌رسد؛ قسمت دیگر درآمد که دستمزد است نیز به آنان می‌رسد که با استفاده مشروط از ابزار تولید، ارزش‌افزوده ایجاد می‌کنند. سرمایه‌داری با هدف کسب سود هرچه بیشتر و البته با توجیه و استدلال اقتصادی برای خود، استفاده حداکثری از منابع به‌منظور تولید هرچه بیشتر ارزش‌افزوده را دنبال می‌کنند. بنابراین صاحبان سرمایه نقطه‌ای بهینه برای استفاده از کارگران با هزینه کمتر و ارزش‌آفرینی هرچه بیشتر با استفاده از ابزار تولید انتخاب می‌کنند. آن‌ها در نقطه‌ای قرار می‌گیرند که بخش اصلی درآمد، یعنی «سود سرمایه» را نصیب خود کرده و کارگران که نمی‌توانند سودی ببرند، به دستمزد خود اکتفا کرده و به‌اندازه گذران زندگی از آن منابع کسب درآمد می‌کنند. استثمار کارگران و برتری سرمایه‌داران که به‌عنوان ماحصل جریان سرمایه‌داری توسط منتقدان مطرح می‌شود، ماحصل این چرخه و کسب سود هرچه بیشتر توسط سرمایه‌داران است.

 

سرمایه‌داری در عصر پسامدرن

سرمایه‌داری را می‌توان در دوران جوامع صنعتی با مالکیت بر ماشین‌های تولید، در جوامع مدرن با بازارهای مالی و در جوامع پسامدرن امروزی با منابع و دارایی‌های دیجیتال تحلیل نمود که توضیح دو مورد اول در این مجال نمی‌گنجد. اما در جوامع امروزی که از آن با عنوان «جامعه اطلاعاتی» و «جامعه پلتفرمی» یاد می‌شود سرمایه‌داری به دنبال بازتولید خود بوده و در آن توفیق هم داشته است.

در جهان امروزی که داده‌ها نفت جدید تلقی می‌شوند و محور تمامی تعاملات و ارتباطات دیجیتال هستند، سرمایه‌داری نیز با همان منطق اصلی خود، به دنبال تسلط بر ابزار تولید و استفاده حداکثری از آن است. ازاین‌رو، نظام سرمایه‌داری با استفاده از هر ابزار و وسیله‌ای ازجمله پلتفرم، اینترنت اشیاء یا… به دنبال جمع‌آوری و مالکیت بر داده‌ها به‌عنوان منبع ارزش‌آفرینی و تولید ثروت در عصر دیجیتال است؛ در جامعه اطلاعاتی آن‌کسی می‌تواند ارزش‌آفرینی نماید و اهداف اقتصادی خود را محقق کند که داده بهتر و بیشتری در اختیار داشته باشد؛ نمونه آن را می‌تواند در تسلط دارندگان داده بر فناوری هوش مصنوعی مشاهده نمود. حتی اگر جریان سرمایه‌داری امروز شعار اشتراک‌گذاری داده را ادبیات سازی کند و در گزارش‌های علمی و تحلیلی از پایان عصر مالکیت بر داده صحبت کند، باید این ادعا را با اصول سرمایه‌داری، یعنی دراختیارداشتن ابزار تولید و استفاده از کارگران برای تولید ارزش‌افزوده قضاوت نمود. بر این اساس نمی‌توان از تمایل آنان برای مالکیت بر داده و ارزش‌آفرینی از آن چشم‌پوشی نمود.

بنابراین سرمایه‌داری امروز، به دنبال استفاده حداکثری از مردم به‌عنوان نیروی کار جدید برای تولید داده بیشتر و سپس ارزش‌آفرینی از آن است که آن را با داده‌وارسازی[1] جزءبه‌جزء رفتار انسان و گردآوری هرچه بیشتر داده با ابزارهای مختلف محقق می‌کند. در این شرایط، مردم به‌عنوان نیروی‌کاری هستند که دیگر نیازی نیست حتی دستمزدی به آن‌ها پرداخت کرد. عموم جامعه با استفاده از ابزارهای دیجیتال که عملاً رفتارها، سلایق و علایق را به‌صورت داده‌های قابل‌تحلیل تحویل می‌دهند، کارگران نظام سرمایه‌داری خواهند بود.

حالا این داده‌ها همان زمین و ابزار تولید است که در اختیار سرمایه‌دار قرار گرفته است و مالکیت بر آن‌ها است که می‌تواند در عصر اطلاعات حیات سرمایه‌داری را حفظ نماید.

 

تولید ارزش داده محور

شاید سؤال شود که این داده‌ها به چه درد آن‌ها می‌خورد؟ باید در پاسخ گفت که:

  • اولاً آن‌ها با محوریت داده‌ها تبلیغات را ساماندهی می‌کنند و همان محصولاتی که در نظام سرمایه‌داری سنتی خود ساخته بودند را به جهان عرضه می‌کنند. البته ارائه خدمات دیجیتال بهتر و کارآمدتر نیز مبتنی بر همین داده‌ها است.
  • ثانیاً نظام سرمایه‌داری در فرآیندی که به دیجیتال شدن جوامع پرداخته است، سعی کرده با داده‌وارسازی، ابعاد زندگی روزمره مردم را به داده‌های قابل‌تحلیل تبدیل کند و بر اساس آن داده‌ها، به پیش‌بینی دقیق‌تر دست یابد و آن پیش‌بینی‌ها را منبع کسب سود و تقویت خود قرار دهد.
  • ثالثاً تحلیل داده علاوه بر پیش‌بینی، امکان ساخت جهان آینده و تصمیم‌های جامعه را نیز فراهم خواهد نمود. با تسلطی که به‌واسطه شناخت حاصل از داده‌ها و امکان اثرگذاری شخصی‌سازی‌شده بر اساس سلایق و ذائقه به وجود می‌آید، مدیریت بر جریان داده می‌تواند به‌منزله ابزار ساخت آینده و شکل‌دهنده به جامعه نیز به‌حساب بیاید.

ازاین‌رو، راهبرد اصلی نظام سرمایه‌داری در ابتدای دوران جامعه اطلاعاتی مالکیت داده‌ها و دیجیتال‌سازی زندگی روزمره مردم بوده است. حرکت به سمت دیجیتال‌سازی حداکثری و توسعه فناوری‌هایی همچون اینترنت اشیاء نیز در این پازل قابل‌تحلیل است. به‌طور خلاصه، این همان پدیده‌ای است که شوشانا زوبوف از آن با عنوان «سرمایه‌داری نظارتی» یاد می‌کند.

پلتفرم‌ها ابزاری مناسب برای سرمایه‌داری نظارتی

یکی از اصلی‌ترین ساختارها و سازوکارهای نظام سرمایه‌داری برای دستیابی به داده‌ها «پلتفرم» است. پلتفرم‌ها آن‌قدر اهمیت یافته‌اند که برخی اندیشمندان جامعه امروزی را نام «جامعه پلتفرمی» معرفی می‌کنند. پلتفرمی‌سازی یکی از نقاط محوری در توسعه جریان سرمایه‌داری به‌حساب می‌آید؛ چراکه باعث شده است بهره‌وری بیشتری در ارائه خدمات حاصل شود، بازارهای جدید و شخصی‌سازی‌شده‌ای مبتنی بر داده‌ها به روی سرمایه‌داران باز شود و موج جدیدی برای خروج سرمایه‌داری از بحران‌ها اوایل قرن 21 ایجاد نماید.

پلتفرم‌ها با تبدیل شدن به محلی برای زیست مردم و بستری برای تأثیر و تأثر و شکل گرفتن روابط و تعاملات اجتماعی، نقطه اصلی داده‌وارسازی جامعه و البته گردآوری و تجمیع داده‌ها هستند. تسلط سرمایه‌داران بر پلتفرم‌های بزرگ و مطرح دنیا و داده‌های حاصل از آن است که اجازه بزرگ‌تر کردن بازار، غلبه بر اشباع بازار، کاهش هزینه مبادله برای خارج کردن رقبا از میدان، شخصی‌سازی محصولات و… را به آنان می‌دهد.

زیست‌بوم پلتفرم‌ها، زیست‌بومی از داده را فراهم می‌آورد که رکن اصلی ارائه خدمت در پلتفرم است. در این زیست‌‌بوم، داده‌ها در فرآیندی تولید، ذخیره‌سازی، پردازش و استفاده می‌شوند و این چرخه به ارائه خدمات بهتر و جدیدتر منجر می‌شود. هرچه داده‌های باکیفیت‌تر و بیشتری وجود داشته باشد نظام ارائه خدمات می‌تواند به نحو بهتری از آن استفاده کرده و ارزش‌آفرینی بیشتری داشته باشند.

از طرفی کاربران با استفاده از پلتفرم‌هایی همچون گوگل، اینستاگرام، تلگرام، اندروید و… نیروی کار رایگان برای تولید داده‌های بیشتر از زیست خود هستند که البته در عوضش خدمت دریافت می‌کنند. مالکان پلتفرم نیز مبتنی بر این داده‌ها سعی می‌کنند خدمات بهتری ارائه کنند، سهم بیشتری از بازار به خود اختصاص دهند و درنهایت سود آفرینی بیشتری داشته باشند. به عبارتی سرمایه‌داران هم از داده‌ها برای ارائه خدمت بهتر استفاده می‌کنند و هم با ارائه خدمت، داده‌های بیشتری برای تحقق اهداف بالاتر کسب می‌کنند.

 

از مالکیت داده تا اشتراک‌گذاری داده

با توجه به توضیحات ارائه‌شده، مالکیت داده‌ها یکی از اولویت‌های نظام سرمایه‌داری برای حفظ حیات خود است. این را می‌توان در محصور نگه‌داشتن زیست‌بوم پلتفرم‌های خود و چرخش داده درون آن زیست‌بوم نیز مشاهده نمود. از طرفی در زیست‌بوم، تبادل و تعامل است که حیات زیست‌بوم را تأمین می‌کند؛ به عبارتی چرخش و گردش داده است که می‌تواند ارزش‌آفرینی از داده‌ها را رقم بزند نه محبوس کردن آن؛ بر این اساس، اگرچه امروزه و در گزارش‌های اخیر اقتصاد دیجیتال، ادبیات از مالکیت داده به سمت اشتراک‌گذاری داده تغییر جهت یافته است اما به نظر می‌رسد این تغییر ادبیات نه دست کشیدن از اصول و مبانی سرمایه‌داری بلکه به‌واسطه دو مورد است:

  1. انباشت سرمایه پیشین توسط سرمایه‌داران و تسلط آنان بر شرکت‌های بزرگ فناوری موجب شکل‌گیری عدالت رویه‌ای ناقص خواهد شد. یعنی در شرایطی که سرمایه‌داران اطلاعات بسیاری را کسب کرده‌اند، می‌خواهند از طریق توسعه ادبیات اشتراک‌گذاری داده‌ها انحصار خود را تضمین کرده و از شکل‌گیری مالک بزرگ دیگر در حوزه داده جلوگیری نماید.
  2. آنان که امروزه ابزار و سازوکارهای استفاده از داده‌ها را کسب نموده‌اند، با ترویج ادبیات اشتراک‌گذاری داده، به دنبال دسترسی به داده‌ها و منابع بیشتری هستند تا از طریق تحلیل‌های متنوع نظام پیش‌بینی و تصمیم‌گیری خود را قوی‌تر نموده و در کسب منفعت و سود بتازند. در اینجا است که فناوری‌های استفاده‌کننده از داده همچون هوش مصنوعی مهم شده و می‌تواند ذیل مجموعه فناوری‌های مرتبط با داده قرار گیرد.

البته این به معنای محبوس نمودن داده‌ها و جلوگیری از ارزش‌آفرینی داده‌ها نیست؛ بلکه نیازمند اتخاذ رویکردی جدید با رعایت جوانب و ملاحظاتی است که ارزش‌آفرینی داده را به نفع عموم جامعه و ارتقای عدالت اجتماعی رقم بزند. در آخر باید به این نکته نیز توجه داشت که با توجه به وابستگی ارائه خدمات به داده‌ها، اینکه کجا چه داده‌ای تولید شود و این داده به چه نحوی به گردش دربیاید تا بتواند ارزش تولید کند، آن نقطه‌ای که به ما امکان و ظرفیت حکمرانی می‌دهد «اکوسیستم داده» و کنترل فرآیند گردش داده است. با این پیش‌فرض می‌توان تقریر جدیدی از حکمرانی فضای مجازی مبتنی بر ابزار داده را ارائه نمود که می‌توان آن را ذیل «حکمرانی زیست‌بوم داده» دنبال کرد.

تجمیع و به جریان انداختن این منابع ارزشمند به‌گونه‌ای که منافع و آثار آن نصیب نظام سرمایه‌داری نشود و ارزش‌آفرینی آن در خدمت عدالت و رفاه اجتماعی هر جامعه قرار گیرد مسئله‌ای است که امروز کشورهای مختلف ازجمله جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه هستند و آن را با ادبیات «حکمرانی داده»، «حاکمیت داده» یا اصطلاحاتی شبیه آن دنبال می‌کنند.

 

[1] datafication

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا