سایت ۲

انتشار درسنامه نظام مسائل خط مشی عمومی فضای مجازی

نسخه اولیه درس‌نامه «نظام مسائل خط‌مشی عمومی فضای مجازی» باهدف آموزش و شناخت مهم‌ترین موضوعات و مسائل خط‌مشی فضای مجازی به همت هسته خط‌مشی فضای مجازی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و با همکاری دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه‌السلام تألیف شد.
درس‌نامه« نظام مسائل خط‌مشی عمومی فضای مجازی» حاصل تلاش شش‌ماهه چهار تن از پژوهشگران مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، آقایان جواد آزادی احمدآبادی(۱)، سید امیررضا برقعی(۲)، حسین زیبنده(۳) و سعید فتحعلی(۴) و با همکاری دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در چهارفصل به چاپ رسید.
این درس‌نامه، به معرفی مهم‌ترین موضوعات و مسائل خط‌مشی فضای مجازی در چهارفصل مسائل فنی – زیرساختی خط‌مشی فضای مجازی، مسائل حقوقی خط‌مشی فضای مجازی، مسائل اقتصادی خط‌مشی فضای مجازی و مسائل اجتماعی – فرهنگی خط‌مشی فضای مجازی، در ۱۲۸ صفحه پرداخته است.
از آن جاییکه درس‌نامه مذکور، حاصل تلاش‌های آموزشی و پژوهشی چندماهه مؤلفین است، منبع بسیار مناسبی برای آموزش و آشنایی با فضای مجازی و مسائل و موضوعات پیرامون آن به‌حساب می‌آید.
فهرست مطالب و پیش گفتار این اثر پژوهشی به پیوست تقدیم می‌شود.
جهت کسب اطلاعات بیشتر از درس‌نامه و سایر فعالیت‌های آمورشی و پژوهشی هسته خط‌مشی فضای مجازی، رایانامه هسته به نشانی info@cpolicy.ir در خدمت شما است.

 

دانلود:

فهرست مطالب و پیشگفتار

 

پی‌نوشت:
۱- دانشجوی دکتری رشته مدیریت دولتی، گرایش تصمیم‌گیری و خط‌مشی‌گذاری عمومی دانشگاه امام صادقعلیه السلام و دبیر هسته علمی خط‌مشی فضای مجازی مرکز رشد دانشگاه امام صادقعلیه السلام
۲- دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و مدیریت دولتی دانشگاه امام صادقعلیه السلام و پژوهشگر هسته علمی خط‌مشی فضای مجازی مرکز رشد دانشگاه امام صادقعلیه السلام
۳- دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و مدیریت دولتی دانشگاه امام صادقعلیه السلام و پژوهشگر هسته علمی خط‌مشی فضای مجازی مرکز رشد دانشگاه امام صادقعلیه السلام
۴- دانشجوی دکتری رشته مدیریت دولتی و پژوهشگر هسته علمی خط‌مشی فضای مجازی مرکز رشد دانشگاه امام صادقعلیه السلام




jk

جدال ادراک! تحلیل طرح ساماندهی پیام رسان های اجتماعی

طرح «ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی» در کارگروه فضای مجازی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی موردبررسی قرارگرفته و در برهه‌ای توجهات کارشناسان و بازیگران فضای مجازی را به خود جلب نمود. گذشته از تمام انتقاداتی که گروه‌های مختلف به این طرح وارد دانسته‌اند، می‌توان مرزبانی دیجیتال (ماده ۱۲) را چالش‌برانگیزترین موضوع این طرح دانست.

مسئله مرزبانی را می‌توان از ابعاد مختلف تحلیل نمود. به‌عنوان‌مثال تحلیل نهادها و بازیگران این حوزه مسائلی همچون ارتباط این طرح با مصوبه «سیاست‌ها و اقدامات ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی» شورای عالی فضای مجازی، نسبت مشروعیت شورای عالی فضای مجازی در مقایسه با مجلس شورای اسلامی جهت ورود به این موضوع، چرایی بررسی مرزبانی دیجیتال ذیل طرحی که مربوط به پیام‌رسان‌های اجتماعی است، ابهام در مشخص کردن نقش بازیگران مختلف و… را پیش روی ما قرار می‌دهد.

توجه به این مسئله از حیث ماهیت و ادراک بازیگران (تحلیل ماهوی) موضوع حائز اهمیتی است که به‌صورت تفصیلی‌تر به آن خواهیم پرداخت؛ چراکه ادراکات متنوع، باعث ایجاد عدم قطعیت ماهوی میان ذی‌نفعان گردیده و فهم مختلفی برای هریک از آنان پدید آورده است. تلاش در جهت کاهش تشویش ذهنی و ایجاد درک مشترکی از این موضوع می‌تواند بسیاری از چالش‌های این مسئله را مرتفع نماید.

ماده ۱۲ این طرح بیان می‌دارد که: «مرزبانی دیجیتال و دفاع سایبری از کشور و جلوگیری از بهره‌برداری غیرمجاز از داده‌های مجازی در درگاه‌های ورود و خروج پهنای باند با محوریت ستاد کل نیروهای مسلح، توسط مراجع ذی‌ربط انجام خواهد شد. حدودوثغور با پیشنهاد ستاد کل نیروهای مسلح به تصویب فرماندهی معظم کل قوا خواهد رسید.»

منتقدان این ماده بر این باور هستند که:

  • فضای مجازی فضایی بدون مرز است و صحبت بر سر مرز و مرزبانی اساساً اشتباه است.
  • مدیریت درگاه‌های ورودی و خروجی اینترنت امری تخصصی است که وزارت فاوا عهده‌دار این مسئله است و نباید به غیرمتخصص سپرده شود.
  • بحث مدیریت درگاه‌های ورودی ابعاد پنهان اقتصادی‌ای دارد که نهادهای نظامی با بهانه کردن مسائل امنیتی به دنبال به دست آوردن آن منافع و مدیریت بر آن هستند.
  • دخالت و مدیریت یک‌نهاد نظامی در این امر موجب افزایش تحریم‌های اینترنتی علیه ایران می‌گردد.
  • مذاکره و تعامل با جهان راهکار مؤثرتری از اعمال کنترل و مدیریتی همچون مرزبانی است.

گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات علی‌رغم منافع بی‌شمارش تهدیدات اقتصادی، امنیتی، تروریستی، فرهنگی،حقوقی و.. از قبیل نقض حقوق کودکان، کلاه‌برداری، اعتیاد، قاچاق، جرائم سایبری و غیره نیز برای جوامع به وجود آورده است. نقض حقوق ملی، عمومی و بین‌المللی به‌واسطه این تهدیدات کشورها را ناچار به اعمال نظارت و کنترل بر فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌کند.

چالش‌ها از آنجایی شروع می‌شود که موافقان این طرح ادراکات منتقدان را اشتباه ارزیابی کرده و معتقدند که مرزبانی دیجیتال به معنای خارج کردن مدیریت از دست وزارت فاوا و در دست گرفتن تمامی اختیارات نیست؛ بلکه این طرح به دنبال مواجهه هوشمندانه با خدشه‌دار شدن ابعاد مختلف امنیت کشور است. در حقیقت این طرح دغدغه امنیت فضای مجازی را دارد و به عقیده آن‌ها بازیگران مختلفی در این موضوع ایفای نقش می‌کنند که باید به هرکدام متناسب با فعالیت‌هایشان اختیار داد تا بتوان امنیتی کامل و همه‌جانبه را ایجاد نمود. لذا تعبیر آن‌ها از مرزبانی، رصد و مقابله هوشمند با جرائم سایبری است. تأکید بر درگاه ورودی و خروجی نیز به این دلیل است که پیگیری و رصد جرائم ناشی از استفاده کاربران از خدمات خارجی نیازمند کنترل درگاه‌های ورودی و خروجی است؛ چراکه امکان پیگیری آن‌ها در خارج از مرزهای کشور بسیار سخت و دشوار است.

تجربه ناموفق مذاکره نهادهای امنیتی با تلگرام، اینستاگرام و … برای فعالیت در چارچوب سیاست‌های کشور و مقابله با جرائم سایبری در اتفاقاتی همچون عملیات‌های تروریستی ماه رمضان و دی‌ماه ۱۳۹۶، ادله‌ای است که موافقان آن را ناقض فرضیه «تعامل به‌جای کنترل» می‌دانند. به‌طور خلاصه، تعامل با دیگر کشورها، مطالعه مدل‌های مرزبانی آنان و شرکت فعال در کمسیون‌های بین‌المللی مربوط به امنیت و جرائم سایبری در عین کنترل مستقل مرزهای ورودی و خروجی کشور برای مقابله با تهدیدات سایبری رویکردی است که زمینه‌ساز ایجاد چنین طرحی گردیده است.

درپایان باید گفت که وفاق و ایجاد درکی مشترک بین بازیگران اصلی این مسئله زمینه را جهت تصمیم گیری هرچه بهتر، به خدمت گرفتن این طرح در راستای منافع ملی و تأثیر یا عدم تأثیر این طرح فراهم خواهد کرد.




sfd

تأثیر فضای مجازی بر ابعاد زندگی اجتماعی

با گسترش فضای مجازی در دهه‌های اخیر تقریباً تمامی ابعاد زندگی اجتماعی انسان‌ها دچار تغییرات جدی شده است. درواقع روابط انسان‌ها با یکدیگر در بستر فضای مجازی، نظامات اجتماعی جدیدی را در این بستر و در امتداد فضای واقعی ایجاد کرده است. رویکردهای اولیه و غالب در توصیف پدیده فضای مجازی رویکردهایی صرفاً فنی – زیرساختی بود. این رویکردها به فضای مجازی در توصیف این نظامات اجتماعی و مسائل متنوع برآمده از آن‌ها ناتوان بوده و فهم عمیق و مناسب این ابعاد و مسائل نیازمند رویکردهای فنی – اجتماعی است. یکی از مدل‌های رویکرد فنی – اجتماعی مدل شش بعدی PESTEL است. بر اساس این مدل ابعاد اجتماعی فضای مجازی شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی، فناورانه، زیست‌محیطی و حقوقی-قانونی است.PESTLE

بعد سیاسی

در بعد سیاسی دو مسئله قدرت و مرز مهم‌ترین مسائلی هستند که با ظهور فضای مجازی در پیش روی دولت‌ها قرارگرفته‌اند. در دوران پیشا فضای مجازی قدرت به شکل قدرت‌های کلان و روابط قدرت در دوران مدرن به‌صورت عمودی و سلسله مراتبی است. با گسترش فضای مجازی در دوران پست‌مدرن، قدرت‌ها به شکل قدرت‌های خرد و روابط قدرت به‌صورت افقی و شبکه‌ای تغییریافته‌اند. یکی از مسائل مهم در ابعاد و نظامات فضای مجازی مسئله مرز، هویت و استقلال است. سه دیدگاه در این مسئله وجود دارد:

  • لا مرزی: مطابق این دیدگاه در فضای مجازی سه ویژگی لامکانی، لازمانی و لا مرزی وجود دارد و گریزی از آن نیست.
  • مرز را دریکی از ابعاد قرار داده و سایر ابعاد نیازمند تعیین مرز نیست.
  • همه ابعاد متناسب با اقتضائات خود دارای مرز هستند.

بعد اقتصادی

نظام اقتصادی عصر فضای مجازی با محوریت مبادله کالای اطلاعاتی و فرهنگی ازجمله بازی‌های رایانه‌ای و سینما شکل‌گرفته است. از مختصات اصلی این نظام اقتصادی خدمت محور بودن (اقتصاد خدماتی)، بهینه‌سازی تولید (کاهش مصرف انرژی به‌وسیله هوشمند سازی و فناوری اینترنت اشیاء)، قدرت زدایی از دولت‌ها، شکل‌گیری سرمایه‌داری شرکتی و افزایش تعداد مبادلات و کاهش هزینه مبادله است. مسئله محوری در اقتصاد پست‌مدرن کمبود مسئله «توجه» است. عامل توجه مخاطبین است که ارزش مبادله را در فضای مجازی تعیین می‌کند. هر کالای اطلاعاتی یا فرهنگی که بتواند توجه بیشتر مخاطبین را به خود جلب نماید ارزشمندتر خواهد بود؛ بنابراین نظام ارزشی در این عرصه توجه محور است.

بعد اجتماعی و فرهنگی

دو مسئله اصلی نظام اجتماعی و فرهنگی متأثر از فضای مجازی، مسائل هویت و رسانه است. در دوران پیشافضای مجازی با ظهور صنعت چاپ، تحولات چشمگیری در رسانه‌های جمعی رخ داد و با ظهور و توسعه فاوا در دوران پست‌مدرن، رسانه‌های اجتماعی را شاهد هستیم. ویژگی دوران پست‌مدرن، شبکه‌ای شدن اجتماعات به‌وسیله رسانه‌های اجتماعی است. تولید قدرت نرم، اقتصاد شبکه‌ای و … از مؤلفه‌های این جامعه شبکه‌ای است.

بعد فناورانه

بعد فناورانه فضای مجازی دارای سه لایه است: ۱-سخت‌افزار ۲- نرم‌افزار ۳- پلت فرم. با توجه به تسلط غرب بر دو عامل سخت‌افزار و نرم‌افزار سرمایه‌گذاری بر آن‌ها پیشنهاد نشده و اتخاذ استراتژی واردات در برابر آن‌ها معقول‌تر به نظر می‌رسد؛ اما همان‌طور که در سند تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات نیز آمده است، سرمایه‌گذاری داخلی بر لایه پلتفرم و خدمات پایه مؤثرتر است.

بعد زیست‌محیطی

دوران مدرنیته دوران تسخیر طبیعت و تسلط بر آن توسط انسان‌ها است. مصرف منابع تجدید ناپذیر مانند نفت، آهن و اکسیژن برای تولید انرژی هرچه بیشتر از مختصات اقتصاد مدرن است. البته محدودیت‌های طبیعت اجازه هرگونه تسخیری را به انسان نداده و تصرف‌های او واکنش‌هایی جدی از طرف طبیعت به همراه دارد. دوران پست‌مدرن، دوران آشتی و هم‌زیستی انسان با محیط‌زیست است. بهینه‌سازی در استفاده از منابع تجدید ناپذیر و استفاده بیشتر از منابع تجدید پذیر دو ویژگی مواجهه انسان با طبیعت در این دوران است که توسط فناوری اطلاعات و ارتباطات تقویت‌شده و گسترش می‌یابد.

بعد حقوقی- قانونی

ازجمله مسائل اساسی در بعد حقوقی فضای مجازی می‌توان به حریم خصوصی و آزادی اشاره نمود. به دلیل فقدان مدل بلوغ در نظامات فضای مجازی، نظریه‌ها و حدود مشخصی برای حریم خصوصی و آزادی تعیین نشده است. برای مثال در دوران پست‌مدرن بروز ویژگی‌های جدید ناشناسی (گمنامی)، لامکانی، لازمانی و گسترش مخاطب پیام در فضای مجازی باعث ایجاد تغییرات اساسی در تعریف و حدود آزادی بیان‌شده است؛ اما متأسفانه به دلیل فقدان مدل بلوغ مناسب، نسبت به این حدود شناخت کافی را نداریم.




۱۱۱__۱۵۳۳۷۳۹۸۲۹_۱۰۲۷۹

سازوکارهای کنترل محتوا

بخش اصلی فرآیند تبادل اطلاعات در بستر اینترنت، شکستن داده‌ها و تبدیل آن‌ها به بسته‌های صفر و یک است. روش‌های مختلف فنی، قانونی، هنجاری و فرهنگی برای کنترل محتوا و قطع این ارتباط در مبدأ، کانال ارتباطی و مقصد پیام وجود دارد که چگونگی کنترل و خط مشی محتوا را برای ما مشخص می‌کند.
• فیلترینگ در مبدأ پیام
کنترل پیام در مبدأ، امکان اشاعه پیام توسط تولیدکننده محتوا را سلب می‌کند. این نوع محدودسازی بیشتر دارای جنبه‌ها و سازوکارهای فنی- زیرساختی است. به‌عنوان‌مثال حذف نام دامنه از فهرست دامنه‌های موجود برای مسیریابی، از دسترس خارج کردن سروری که میزبانی محتوا را بر عهده دارد ،تنبیه و مجازات در پی نظارت بر محتوا و ریپورت کردن برخی مطالب توسط کاربران می‌تواند به‌کلی دسترسی به آن محتواها را ممنوع سازد.
کثرت حیرت‌انگیز محتوا و مطالب در اینترنت، عدم دسترسی به برخی زیرساخت‌ها ازجمله عدم امکان حذف نام دامنه یا سرورهای میزبان بسیاری از سایت‌ها و همچنین دشواری نظارت و مجازات تمامی تخلفات و جرائم از محدودیت‌های این روش فیلترینگ است که کارایی آن را کاهش می‌دهد.
• فیلترینگ در پل ارتباطی
از رایج ترین روش های فیلترینگ ایجاد مانع در فناوری ارتباطات و کانال‌های ارتباطی بین ماشین‌های برآمده از فناوری اطلاعات است که از رسیدن محتواهای غیرمجاز به مقصد جلوگیری می‌شود.
فیلتر هدر در پروتکل TCP/IP، فیلترینگ محتوا در پروتکل TCP/IP، مداخله در سیستم نام دامنه، فیلترینگ پروکسی HTTP، فیلترینگ ترکیبی ( هدر TCP/IP و HTTP Proxy) ، بار کردن حملات تصنعی بر ترافیک شبکه، محدود کردن پهنای باند مشترکین، نظام رتبه‌بندی محتوا و فیلترینگ به‌وسیله موتورهای جستجو ازجمله سازوکارهایی است که می‌توان در این نوع فیلترینگ استفاده نمود.
به طورمثال امکان دارد با ایجاد فهرستی سیاه از آی پی سرورها و سایت‌های غیرمجاز یا منطقه ای خاص، عملاً مسیریابی آن‌ها را مسدود ساخت.
مسدودسازی دامنه یک سایت، تنها مطالب مضر را محدود نمی سازد، بلکه تمام محتواها و خدمات آن را از دسترس خارج می‌کند؛ به‌طور مثال یوتیوب(You tube) در کنار فیلم‌های غیراخلاقی و مضر، فیلم‌های آموزشی نیز دارد که با فیلترینگ تمام محتواها مسدودخواهد شد. روبه‌رو شدن با پدیده فیلترینگ حداکثری ضعفی است که متوجه این نوع فیلترینگ است. فیلترشکن‌ها، وی پی ان (VPN) ها و پروکسی‌های مختلف ازجمله فناوری‌هایی هستند که امکان شکستن این محدودیت را فراهم آورده و فیلترینگ کانال‌های ارتباطی را دور می‌زنند. پرهزینه بودن، نیاز به زیرساخت پیچیده و پیشرفته، عدم دسترسی به بسیاری از زیرساخت‌ها و فناوری‌ها، دشواری تهیه فهرست سایت‌ها و آی پی های غیرمجاز، به‌روزرسانی این فهرست و امکان تغییر آی پی تولیدکنندگان محتوا در برخی از سازوکارها ازجمله دیگر ضعف‌هایی است که عملاً این نوع فیلترینگ را تا مرز بی‌اثری پیش برده است.
• فیلترینگ در مقصد پیام
شاید بتوان ادعا کرد تا دهه‌های اخیر، ریسک عاملیت کنترل محتوا، مسئله اصلی حاکمیت‌ها بود اما امروز با توسعه ابزارهای کنترل محتوا از فناوری ارتباطات به سمت فناوری اطلاعات و به‌ویژه فناوری‌های نوینی نظیر بلاک چین، ریسک کنترل محتوا به حوزه اثربخشی آن رسیده است.
در صورت استفاده از این روش ها، به‌هیچ‌عنوان امکان فیلترینگ برای هیچ نهادی وجود نخواهد داشت و عملاً در آینده‌ای نزدیک، فضای مجازی، با فناوری‌های فعلی کنترل ناپذیر خواهد شد.
سازوکارهای اجتماعی و روش‌های کنترل در مقصد، جایگزینی است که علی‌رغم تمام فناوری‌های عبور از فیلترینگ، امکان کنترل محتوا را ایجاد می‌نماید. مهم‌ترین ویژگی این نوع کنترل، ارادی بودن و ضمانت اجرای آن باورها و ارزش‌ها، فرهنگ و عرف جامعه است؛ درصورتی‌که اکثر روش‌های پیشین برخورد قهری داشته و ضمانت اجرای آن‌ها تنبیه، مجازات یا اجبار بوده است.
کنترل توسط خانواده (Parental Control) از جدیدترین روش‌های کنترل است که محتوا توسط خانواده، در مقصد و به‌صورت ارادی برای فرزندان کنترل و سالم‌سازی می‌گردد. این نوع کنترل فرصتی را در اختیار خانواده‌ها قرار می‌دهد تا بتوانند محدودیت‌هایی ازنظر محتوا و میزان استفاده اعمال کرده و مدیریت و نظارت بر رایانه، تلفن همراه و دیگر ابزارهای ارتباطاتی- رسانه‌ای فرزند را نیز بر عهده بگیرند.
از دیگر روش‌های کنترل در مقصد می‌توان به کسب سواد فضای مجازی و قرار دادن رایانه در مکانی که صفحه آن قابل‌رؤیت است که درواقع نوعی نظارت همگانی را القاء نماید، اشاره کرد.




kj;lj

چهارچوبی برای ارزشیابی فضای مجازی

برای قضاوت راجع به هر پدیده‌ای طبق تعریف ارزشیابی، دو مفهوم شایستگی و صلاحیت می‌تواند یک چهارچوب مفهومی برای تحلیل پدیده‌ها ارائه نماید.

طبق این تعریف، مفهوم «شایستگی» به بررسی ارزش‌های ذاتی پدیده مورد ارزشیابی می‌پردازد. «صلاحیت» نیز مبتنی بر ارزش‌های عرَضی (نیازهای کاربران و بستر استفاده از پدیده مورد ارزشیابی) است. زبان بررسی «شایستگی»، فنی و تخصصی است، ولی «صلاحیت» کمتر از بار فنی و تخصصی برخوردار است و به فهم نیازهای بستر و ارزیابی اهداف و اثرات مورد ارزشیابی می‌پردازد.

به روابط انسان‌ها مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات که منجر به شکل‌گیری نظام‌های اجتماعی می‌گردد، فضای مجازی گفته می‌شود. فناوری اطلاعات و فناوری ارتباطات بستر شکل‌گیری تعاملات اجتماعی بوده و اعتماد افراد و ایجاد ارتباط و درنهایت، ایجاد نظام‌های اجتماعی، اثر آن تلقی می‌شود.

برای ارزشیابی فضای مجازی می‌توان به دو بعد مکمل یکدیگر اشاره کرد. زمانی که ارزش یاب، بعد فنی و زیرساختی فضای مجازی کشور را بررسی نماید، در حال بررسی «شایستگی»  فضای مجازی است؛ یعنی فضای مجازی را از بعد فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات موردبررسی قرار می‌دهد. اما اگر ارزش یاب به دنبال بررسی میزان رفع نیاز کاربران فضای مجازی، اهداف و اثرات حاصل از نظام‌های اجتماعی منتج از آن باشد، «صلاحیت» فضای مجازی را بررسی می‌کند. پرسش اصلی در ارزیابی صلاحیت این است که آیا یک مداخله/ سیاست/ برنامه خاص در فضای مجازی کشور، به صلاح است؟ نیازهای کاربران و جامعه را تأمین می‌کند؟ اثرات مثبت و منفی حاصل از آن در جامعه چیست؟

نکته مهم این است که شایستگی و صلاحیت الزاماً رابطه مستقیم با یکدیگر ندارند. لذا ممکن است یک‌چیز دارای شایستگی باشد (مثلاً توانایی افزایش پهنای باند در کشور) اما صلاحیت نداشته باشد (در صورت عدم بلوغ فرهنگی-اجتماعی جامعه برای استفاده از فناوری‌های جدید). پژوهشگران خط‌مشی نیز باید این التفات را در بررسی گزارش‌های مربوط به این حوزه داشته باشند تا بتوانند تشخیص دهند، گزارش‌های عملکرد دولت، به نام شایستگی، نتایجی را با عنوان صلاحیت بیان نکرده باشد.




sad__1538199711_15666__1538199711_86937

سردرگمی مخاطب فضای مجازی

بدون مقدمه

  • اتخاذ ۳۵۰ میلیاردی دولت در کاهش شکاف دیجیتال و ارتقاء سطح دسترسی و استفاده شهرستان­ ها و روستاها به فضای مجازی.
  • گوگل در آماری رسمی ادعا کرده است که با ۵۰ کلیک، شخص را از دوستش، و با ۱۵۰ کلیک از پدر و مادرش و با ۳۵۰ کلیک از خودش “بهتر می­ شناسد”.
  • ۶۰درصد از کاربران تلفن ­های همراه هوشمند، شب ­ها با گوشی به خواب می­ روند!
  • اعتیاد ۴۰ درصد از کودکان به فضای مجازی، بلوغ زودرس و افت تحصیلی آن‌ها
  • استفاده بیش از ۴ برابر متوسط جهانی ایرانیان از شبکه­ های اجتماعی و استفاده روزانه ۵ الی ۹ ساعت از فضای اینترنت.
  • ۸۰ درصد استفاده از شبکه­ های مجازی در محیط خانه است.
  • کاهش مدت‌زمان صحبت زوج­ های جوان به صرفاً ۱۷ دقیقه در شبانه‌روز
  • و …

ما مجبور به زندگی در دنیای رسانه­ ای هستیم و دیگر زمان آن گذشته که خود را مصون از تأثیرات خوب و بد رسانه­ ها بدانیم. رسانه­ ها در همه ابعاد وجودی خویش زندگی روزمره انسانی را فراگرفته اند و حتی بدون واسطه آن‌ها فهم ما از جهان، هستی و زندگی دچار اختلال می­ گردد.

این ما نیستیم که رسانه را انتخاب می­کنیم، بلکه رسانه هست که ما را در خودش جای‌داده است. لذا وظیفه ما فراگیری چگونگی بهره ­مندی بهینه از تأثیرات خوب و زیان‌بار این فضا است.

اما باید چه کرد؟!

اعتقاد نگارنده هرگز نگاه بدبینانه و صرفاً تخریب­گر برخی حکمرانان به فضای مجازی نیست. از طرفی نگاه ولنگارانه به بهره­ مندیِ بی‌حدوحصر از فضا و ابزار مجازی نیز موردقبول نیست؛ صحیح آن است که باید نسبت به این عرصه جدید نگاهی واقع بینانه داشت.

همان­گونه که برای کارهای روزمره و معمولی، مثل رانندگی، افراد نیازمند کسب گواهینامه هستند، اجازه حضور در این فضا نیز شاخص­­ ها و مراقبت ­های خاص خودش را داراست. علی‌رغم تحرکات اندک ما در این زمینه، تجربه دیگر کشورها بیان می‌کند حدود ۴۰ سال است که آموزش سواد فضای مجازی و رسانه ­ای از پایه­ های اصلی آموزش ضمن تحصیل خصوصاً برای افراد زیر ۱۸ سال به شمار می‌روند.

به‌صورت کلی این سواد یعنی مدیریت اثرپذیری در قبال تحولات و تکنولوژی رسانه­ ای و فضای مجازی که در وهله اول به دنبال سواد رسانه­ ای و تحلیل رسانه­ ای و در غایت به دنبال تربیت رسانه ­ای که همان تربیت انسان است می‌انجامد.

به‌صورت خلاصه، ۴ گام اساسی نسب به کسب مهارت‌های کلی سواد رسانه ­ای موجود است که عبارت‌اند از:

  1. اتخاذ آداب مصرف رسانه­ ای صحیح است.

یعنی دقت به چیستی، چگونگی و حجم مصرفی از فضای مجازی است.

  1. برخورداری از تفکر انتقادی در این عرصه.

در مقابل هر چیزی یک علامت سؤال قرار دهیم و از صحت‌وسقم آن اطمینان حاصل کنیم. نسبت به هر گوینده خبر و خبری که در این فضا ترویج می­ شود اطمینان نداشته باشیم.

  1. تلاش برای تجزیه‌وتحلیل اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی محتوای مورداستفاده است.

به این سؤال پاسخ دهیم که این محتوا را چه کسی، با چه هدفی و به دنبال چه منفعتی در اختیار ما قرار داده‌است.

  1. تولید محتوای جدید و گسترش آن در فضای مجازی

شخصی در این عرصه دارای مهارت مواجه صحیح و بهره­ مندی دقیق است که از شگردهای چگونگی اثرگذاری و غالب شدن بر مخاطب مطلع و توانایی تولید محتوا را نیز داشته باشد.

 

این وسایل، و این فضا، بسیار فرصت مناسب و نعمت ارزشمندی است، به‌شرط آنکه بتوان در این دریای عمیق به‌خوبی شنا کرد و از منافع آن بهره برد و آن میسر نمی ­شود، مگر با آموزش، توانمندی و مهارت افزایی. لذا ازاین‌رو است که همان‌گونه که در دهه ۶۰ نهضت سواد­آموزی گسترش پیدا کرد، باید تلاش کرد که در دهه ۹۰ نیز نهضت سواد فضای مجازی گسترش پیدا کند.




a__1537939242_86031

حکمرانی نسل پنجم

در چند دهه اخیر به همراه پیشرفت شگرف فنّاوری، شاهد تحولات چشمگیری در وسایل ارتباطی و تلفن‌های همراه بوده‌ایم که از آن‌ها به‌عنوان نسل‌های (Generation) مختلف تلفن همراه یاد می‌شود. به‌طورکلی نسل‌های تلفن همراه را می‌توان به دو بخش عمده تقسیم نمود:
۱- سیستم‌های رادیویی: سیستم‌های رادیویی اولین نسل از سیستم‌های تلفن همراه بودند و به دلیل تفاوت کلی با ۴ نسل دیگر است ۰G (zero generation) یا نسل صفرم نام گرفته اند. در این نسل برخلاف فناوری‌های رادیویی قبلی، هر دستگاه شماره منحصربه‌فردی داشت و آن‌ها را از شبکه‌های بسته رادیویی پیشین (مانند بی‌سیم) متمایز می‌ساخت.
۲- تلفن‌های همراه سلولی (cellular phone): نسل‌های اول تا چهارم تلفن‌های همراه در این دسته قرار می‌گیرند.

تلفن‌های همراه نسل ۱G
اولین نسل از تکنولوژی سلولار تلفن همراه بی‌سیم در دهه ۱۹۸۰ مطرح و در اوایل دهه ۱۹۹۰ به تکامل رسید. تکنولوژی سلولی به‌عنوان سنگ بنای تلفن‌های آنالوگ اصلی‌ترین تمایز این نسل با سایر سیستم‌های پیشین بود. با مخابره آنالوگ سیگنال‌ها با حداکثر سرعت تبادل داده ۲.۴ کیلوبیت بر ثانیه (حتی کمتر از سرعت Dial up !) خبری از نقل‌وانتقال دیتا نبود.
نسل اول ملازم ضعف‌های بسیاری ازجمله کیفیت صدای ضعیف، عمر باتری کم، اندازه بزرگ گوشی، نبود مکانیسم امنیتی مطمئن و دیگر مسائل بود که احساس نیاز به نسل‌های بعدی تلفن همراه را شدت می‌بخشید.
تلفن‌های همراه نسل ۲G
نسل دوم با گذار از سیگنال‌های آنالوگ به دیجیتال و بر اساس استاندارد GSM بنانهاده شد. این نسل از تلفن همراه، سیستم خدمات داده (Data Services) با سرعت (حداکثر) ۶۴Kbps را برای تلفن همراه معرفی کرد که با پیام‌های متنی (SMS) شروع و با پیام‌های چندرسانه ای ( MMS) گسترده‌تر شد.
ازجمله کاستی های این نسل لزوم وجود سیگنال قوی برای برقراری تماس، سرعت نسبتاً کم و ناتوانی در ارسال داده چندگانه مثل ویدئو است.
تلفن‌های همراه نسل ۳G
نسل سوم تلفن همراه از اوایل قرن بیست و یکم (سال ۲۰۰۱) با محوریت مقوله چندرسانه‌ای (Multi Media)و سرعتی بسیار بالاتر از نسل‌های قبلی (حدود Kbps ۱۴۴ – ۲Mbps ) راه‌اندازی شد و به همین دلیل به نسل ارتباطات بین‌المللی معروف گردید. مسائلی چون قیمت بالای اینترنت نسل سوم، اندازه بزرگ گوشی‌ها، گران بودن عمده گوشی‌های نسل سومی و نیاز به پهنای باند بسیار زیاد راه را برای نسل‌های بعدی هموارتر می‌کرد.
تلفن‌های همراه نسل ۴G
برخلاف دیگر نسل‌هایی که اولویت با انتقال صدا بوده است، نسل چهارم بر پایه مصرف داده و راه‌حلی جامع مبتنی بر IPجهت انتقال صدا، تصویر و داده استفاده کرد و در اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی بر پایه اصل «هر جا و هر زمان» داده‌ها را با سرعتی بسیار بالاتر از نسل‌های قبل در اختیار کاربر قرار داد.

تلفن‌های همراه نسل ۵G
صحبت از نسل پنجم (۵G) تلفن‌های همراه نیز مقارن با بحث اینترنت اشیاء شدت گرفته و برخی شرکت‌های مدعی از پرده‌برداری عمومی آن تا سال ۲۰۲۰ خبر داده‌اند.
درواقع نسل پنجم مانند دیگر نسل‌ها به‌عنوان جهشی بزرگ سرعت چند ده برابری، کاهش هزینه‌ها و قابلیت اتصال انبوهی از دستگاه‌ها و اشیاء را در اختیار کاربران قرار می‌دهد که زیربنای تحولی عظیم یعنی اینترنت اشیاء را ایجاد خواهد نمود!
حکمرانان بخوانند!
این فرصت بی‌سابقه در کیفیت و سرعت ارتباطات، علی‌رغم سهولت‌های بسیار در اداره امور، می‌تواند تهدیدی بی‌سابقه برای دولت‌ها به‌حساب بیاید و گسترده تر از نسل‌های قبل مسائلی همچون موجودیت، امنیت، اقتصاد، فرهنگ و درنهایت اداره جوامع را با مشکل روبرو سازد.
اتخاذ موضعی غیر منفعل و انجام پژوهش‌ها و پیش‌بینی‌های لازم برای مواجهه فعال با این پدیده ضرورتی است که مدیران و خط‌مشی گذاران را متوجه خودساخته است.